برخی از لغات قرآن ( 10 )
ك
كَبكَبة: انداختن شئ بر روي هم در گودي، نگاه كنيد به 94 و 95/ شعراء
فَكُبْكِبُوا فِیهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ«94»
در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افکنده میشوند؛
وَجُنُودُ إِبْلِیسَ أَجْمَعُونَ«95»
و همچنین همگی لشکریان ابلیس!
كََشط: بر داشتن چيزي از روي چيزي كه آن را پوشانده است. نگاه كنيد به 11/ تكوير
وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ«11»
و در آن هنگام که پرده از روی آسمان برگرفته شود،
كفات: جمع كننده ، نگاه كنيد به 25 و 26/ مرسلات
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا«25»
آیا زمین را مرکز اجتماع انسانها قرار ندادیم،
أَحْیاءً وَأَمْوَاتًا«26»
هم در حال حیاتشان و هم مرگشان؟!
كِفل: بهره و نصيب، نگاه كنيد به 85/ نساء
مَنْ یشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً یكُنْ لَهُ نَصِیبٌ مِنْهَا وَمَنْ یشْفَعْ شَفَاعَةً سَیئَةً یكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ مُقِیتًا«85»
کسی که شفاعت [= تشویق و کمک] به کار نیکی کند، نصیبی از آن برای او خواهد بود؛ و کسی که شفاعت [= تشویق و کمک] به کار بدی کند، سهمی از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چیز است.
يَكلؤ( كَلو ): حفظ مي كند، نگاه كنيد به 42/ انبياء
قُلْ مَنْ یكْلَؤُكُمْ بِاللَّیلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ«42»
بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از (مجازات) خداوند بخشنده نگاه میدارد؟!» ولی آنان از یاد پروردگارشان رویگردانند!
ل
لُغوب: خستگي، نگاه كنيد به 35/ فاطر
الَّذِی أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا یمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلَا یمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ«35»
همان کسی که با فضل خود ما را در این سرای اقامت (جاویدان) جای داد که نه در آن رنجی به ما میرسد و نه سستی و واماندگی!
لَقف: بلعيدن، نگاه كنيد به 117/ اعراف
وَأَوْحَینَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِی تَلْقَفُ مَا یأْفِكُونَ«117»
(ما) به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن!» ناگهان (بصورت مار عظیمی در آمد که) وسایل دروغین آنها را بسرعت برمیگرفت.
لَمز: عيب، نگاه كنيد به 11/ حجرات
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یكُونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یكُنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَنْ لَمْ یتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ«11»
ای کسانی که ایمان آوردهاید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
م
مَحص: خالص گرداندن، نگاه كنيد به 154/ آل عمران
ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا یغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیةِ یقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ یخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مَا لَا یبْدُونَ لَكَ یقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَیءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُیوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ كُتِبَ عَلَیهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِیبْتَلِی اللَّهُ مَا فِی صُدُورِكُمْ وَلِیمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ«154»
سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند؛ و میگفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما میشود؟!» بگو: «همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند؛ میگویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمیشدیم!» بگو: «اگر هم در خانههای خود بودید، آنهایی که کشتهشدن بر آنها مقرر شده بود، قطعا به سوی آرامگاههای خود، بیرون میآمدند (و آنها را به قتل میرساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینههایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سینههاست، با خبر است.
مِحال: عذاب و عقوبت، نگاه كنيد به 13/ رعد
وَیسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِیفَتِهِ وَیرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَیصِیبُ بِهَا مَنْ یشَاءُ وَهُمْ یجَادِلُونَ فِی اللَّهِ وَهُوَ شَدِیدُ الْمِحَالِ«13»
و رعد، تسبیح و حمد او میگوید؛ و (نیز) فرشتگان از ترس او! و صاعقهها را میفرستد؛ و هر کس را بخواهد گرفتار آن میسازد، (در حالی که آنها با مشاهده این همه آیات الهی، باز هم) درباره خدا به مجادله مشغولند! و او قدرتی بیانتها (و مجازاتی دردناک) دارد!
مَخر: شكافتن، نگاه كنيد به 14/ نحل
وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ«14»
او کسی است که دریا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید؛ و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید؛ و کشتیها را میبینی که سینه دریا را میشکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید؛ شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید!
مخاض: درد زائيدن، نگاه كنيد به 23/ مريم
فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یا لَیتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْیا مَنْسِیا«23»
درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلی فراموش میشدم!»
مَرَجَ: آميخت، كنار هم قرار داد. نگاه كنيد به 19 و 20/ رحمن
مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ«19»
دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند؛
بَینَهُمَا بَرْزَخٌ لَا یبْغِیانِ«20»
در میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمیکند (و به هم نمیآمیزند)!
المُزن: ابر، نگاه كنيد به 69/ واقعه
أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ«69»
آیا شما آن را از ابر نازل کردهاید یا ما نازل میکنیم؟!
مَشج ج اَمشاج: آميختن، نگاه كنيد به 2/ انسان
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا«2»
ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را میآزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!
مُكاء: فرياد كشيدن، نگاه كنيد به 35/ انفال
وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِیةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ«35»
(آنها که مدعی هستند ما هم نماز داریم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چیزی جز «سوت کشیدن» «کف زدن» نبود؛ پس بچشید عذاب (الهی) را بخاطر کفرتان!
مُهل: ته مانده روغن زيتون، آهن و مس مذاب، نگاه كنيد به 29/ كهف
وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْیؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ یسْتَغِیثُوا یغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ یشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا«29»
بگو: «این حق است از سوی پروردگارتان! هر کس میخواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپردهاش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان میکند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!
مَير، مِيرة: طعام، نگاه كنيد به 65/ يوسف
وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیهِمْ قَالُوا یا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَینَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَیلَ بَعِیرٍ ذَلِكَ كَیلٌ یسِیرٌ«65»
و هنگامی که متاع خود را گشودند، دیدند سرمایه آنها به آنها بازگردانده شده! گفتند: «پدر! ما دیگر چه میخواهیم؟! این سرمایه ماست که به ما باز پس گردانده شده است! (پس چه بهتر که برادر را با ما بفرستی؛) و ما برای خانواده خویش مواد غذایی میآوریم؛ و برادرمان را حفظ خواهیم کرد؛ و یک بار شتر زیادتر دریافت خواهیم داشت؛ این پیمانه (بار) کوچکی است!»
ن
نَخرة: پوسيده و پراكنده شده، نگاه كنيد به 10 و 11/ نازعات
یقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِی الْحَافِرَةِ«10»
(ولی امروز) میگویند: «آیا ما به زندگی مجدد بازمیگردیم؟!
أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً«11»
آیا هنگامی که استخوانهای پوسیدهای شدیم (ممکن است زنده شویم)؟!»
مِنسأة: عصا، نگاه كنيد به 14/ سبأ
فَلَمَّا قَضَینَا عَلَیهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَینَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا یعْلَمُونَ الْغَیبَ مَا لَبِثُوا فِی الْعَذَابِ الْمُهِینِ«14»
(با این همه جلال و شکوه سلیمان) هنگامی که مرگ را بر او مقرر داشتیم، کسی آنها را از مرگ وی آگاه نساخت مگر جنبنده زمین [= موریانه] که عصای او را میخورد (تا شکست و پیکر سلیمان فرو افتاد)؛ هنگامی که بر زمین افتاد جنیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقی نمیماندند!
نَسف: كندن، پراكندن، نگاه كنيد به 10/ مرسلات
وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ«10»
و در آن زمان که کوهها از جا کنده شوند،
نَضخ: فوران ، نگاه كنيد به 66/ رحمن
فِیهِمَا عَینَانِ نَضَّاخَتَانِ«66»
در آنها دو چشمه جوشنده است!
نضيد: روي هم چيده، نگاه كنيد به 10/ ق
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَهَا طَلْعٌ نَضِیدٌ«10»
و نخلهای بلندقامت که میوههای متراکم دارند؛
نَغض: حركت كردن و حركت دادن، نگاه كنيد به 51/ اسراء
أَوْ خَلْقًا مِمَّا یكْبُرُ فِی صُدُورِكُمْ فَسَیقُولُونَ مَنْ یعِیدُنَا قُلِ الَّذِی فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَینْغِضُونَ إِلَیكَ رُءُوسَهُمْ وَیقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ یكُونَ قَرِیبًا«51»
یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سختتر است (و از حیات و زندگی دورتر میباشد، باز خدا قادر است شما را به زندگی مجدد بازگرداند). آنها بزودی می گویند: «چه کسی ما را بازمیگرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را (از روی تعجب و انکار،) به سوی تو خم میکنند و میگویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد!
نقع: غبار، نگاه كنيد به 3 و 4/ عاديات
فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحًا«3»
و سوگند به هجوم آوران سپیده دم
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا«4»
که گرد و غبار به هر سو پراکندند،
نَكس: وارونه كردن، نگاه كنيد به 12/ سجده
وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ«12»
و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده، میگویند: «پروردگارا! آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا کار شایستهای انجام دهیم؛ ما (به قیامت) یقین داریم!»
نَكص عن: خود داري كرد/ نَكص علي: رجوع كرد، نگاه كنيد به 48/ انفال
وَإِذْ زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ الْیوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّی جَارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَیهِ وَقَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْكُمْ إِنِّی أَرَى مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِیدُ الْعِقَابِ«48»
و (به یاد آور) هنگامی را که شیطان، اعمال آنها [= مشرکان] را در نظرشان جلوه داد، و گفت: «امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نمیگردد! و من، همسایه (و پناهدهنده) شما هستم!» اما هنگامی که دو گروه (کافران، و مؤمنان مورد حمایت فرشتگان) در برابر یکدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پیروانم) بیزارم! من چیزی میبینم که شما نمیبینید؛ من از خدا میترسم، خداوند شدیدالعقاب است!»
نمارق: پشتي، نگاه كنيد به 15 و 16/ غاشيه
وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ«15»
و بالشها و پشتیهای صفداده شده،
وَزَرَابِی مَبْثُوثَةٌ«16»
و فرشهای فاخر گسترده!
تناوش: اخذ كردن، نوش كردن، نگاه كنيد به 52/ سبأ
وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِنْ مَكَانٍ بَعِیدٍ«52»
و (در آن حال) میگویند: «به حق ایمان آوردیم!»، ولی چگونه میتوانند از فاصله دور به آن دسترسی پیدا کنند!
و
موؤودة: دختر زنده بگور شده، نگاه كنيد به 8 و 9/ تكوير
وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ«8»
و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود:
بِأَی ذَنْبٍ قُتِلَتْ«9»
به کدامین گناه کشته شدند؟!
وتين: رگ قلب، نگاه كنيد به 44 و45 و 46/ الحاقة
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ«44»
اگر او سخنی دروغ بر ما میبست،
لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ«45»
ما او را با قدرت میگرفتیم،
ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ«46»
أوجس: احساس ترس كرد، نگاه كنيد به 67 و 68 / طه
فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَةً مُوسَى«67»
موسی ترس خفیفی در دل احساس کرد (مبادا مردم گمراه شوند)!
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى«68»
گفتیم: «نترس! تو مسلما (پیروز و) برتری!
سپس رگ قلبش را قطع میکردیم،
لا تؤجل: نترس، نگاه كنيد به 53/ حجر
قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِیمٍ«53»
گفتند: «نترس، ما تو را به پسری دانا بشارت میدهیم!»
وَدق: باران، نگاه كنيد به 43/ نور
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَینَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِیهَا مِنْ بَرَدٍ فَیصِیبُ بِهِ مَنْ یشَاءُ وَیصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یشَاءُ یكَادُ سَنَا بَرْقِهِ یذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ«43»
آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی میراند، سپس میان آنها پیوند میدهد، و بعد آن را متراکم میسازد؟! در این حال، دانههای باران را میبینی که از لابهلای آن خارج میشود؛ و از آسمان -از کوههایی که در آن است [=ابرهایی که همچون کوهها انباشته شدهاند]- دانههای تگرگ نازل میکند، و هر کس را بخواهد بوسیله آن زیان میرساند، و از هر کس بخواهد این زیان را برطرف میکند؛ نزدیک است درخشندگی برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!
وَسَقَ: جمع كرد، نگاه كنيد به 17 تا 19/ انشقاق
وَاللَّیلِ وَمَا وَسَقَ«17»
و سوگند به شب و آنچه را جمعآوری میکند،
وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ«18»
و سوگند به ماه آنگاه که بدر کامل میشود،
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ«19»
که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل میشوید (تا به کمال برسید).
وَطَر: حاجت: نگاه كنيد به 37/ احزاب
وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیهِ أَمْسِكْ عَلَیكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَیدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَی لَا یكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوَاجِ أَدْعِیائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا«37»
(به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزند خواندهات «زید»] میگفتی: «همسرت را نگاهدار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار میکردی)؛ و در دل چیزی را پنهان میداشتی که خداوند آن را آشکار میکند؛ و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندههایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است (و سنت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).
قَضَى زَیدٌ مِنْهَا وَطَرًا : زيد زينب را طلاق داد. ديگر حاجتي براي او نسبت به وي نماند.
وَقَب: داخل شد. نگاه كنيد به 2 و 3/ فلق
مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ«2»
از شر تمام آنچه آفریده است؛
وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ«3»
و از شر هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد میشود؛
ويكأنّ: عجبا، واي بر ما، نگاه كنيد به 82/ قصص
وَأَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ یقُولُونَ وَیكَأَنَّ اللَّهَ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیقْدِرُ لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَینَا لَخَسَفَ بِنَا وَیكَأَنَّهُ لَا یفْلِحُ الْكَافِرُونَ«82»
و آنها که دیروز آرزو میکردند بجای او باشند (هنگامی که این صحنه را دیدند) گفتند: «وای بر ما! گویی خدا روزی را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش میدهد یا تنگ میگیرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نیز به قعر زمین فرو می برد! ای وای گویی کافران هرگز رستگار نمیشوند!
ه
هاؤوم: بياييد، بگيريد، نگاه كنيد به 19/ حاقه
فَأَمَّا مَنْ أُوتِی كِتَابَهُ بِیمِینِهِ فَیقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِیهْ«19»
پس کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادی و مباهات) فریاد میزند که: «(ای اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید!
مُهطع: گردن كشيده، نگاه كنيد به 43/ ابراهيم
مُهْطِعِینَ مُقْنِعِی رُءُوسِهِمْ لَا یرْتَدُّ إِلَیهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ«43»
گردنها را کشیده، سرها را به آسمان بلندکرده، حتی پلک چشمهایشان از حرکت بازمیماند؛ زیرا به هر طرف نگاه کنند، آثار عذاب آشکار است!) و (در این حال) دلهایشان (فرومیریزد؛ و از اندیشه و امید،) خالی میگردد!
هلوع: كم صبر و پر طمع، نگاه كنيد به / 19 تا 21 معارج
إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا«19»
به یقین انسان حریص و کمطاقت آفریده شده است،
إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا«20»
هنگامی که بدی به او رسد بیتابی میکند،
وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعًا«21»
و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران میشود (و بخل میورزد)،
مُنهمِر: فراوان ريزان، نگاه كنيد به 11/ قمر
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ«11»
در این هنگام درهای آسمان را با آبی فراوان و پیدرپی گشودیم؛
ي
يغوث و يعوق: نام دو بت هستند.، نگاه كنيد به 23/ نوح
وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا یغُوثَ وَیعُوقَ وَنَسْرًا«23»
و گفتند: دست از خدایان و بتهای خود برندارید (به خصوص) بتهای «ود»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» را رها نکنید!
يَنع: رسيدن ميوه، نگاه كنيد به 99 انعام
وَهُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَیءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَینْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِكُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ«99»
او کسی است که از آسمان، آبی نازل کرد، و به وسیله آن، گیاهان گوناگون رویاندیم؛ و از آن، ساقهها و شاخههای سبز، خارج ساختیم؛ و از آنها دانههای متراکم، و از شکوفه نخل، شکوفههایی با رشتههای باریک بیرون فرستادیم؛ و باغهایی از انواع انگور و زیتون و انار، (گاه) شبیه به یکدیگر، و (گاه) بیشباهت! هنگامی که میوه می دهد، به میوه آن و طرز رسیدنش بنگرید که در آن، نشانههایی (از عظمت خدا) برای افراد باایمان است!
منابع و مآخذ:
1- قرآن كريم، ترجمه مهدي الهي قمشه اي، قم، نشر نويد اسلام
2- نرم افزار قرآني المبين، www.al-mobin.com
3- لغت شناسي قرآن كريم، دكتر محمد بيستوني، انتشارات بيان جوان