فعل مدح و ذم:

افعال مدح و ذم، افعالي هستند كه براي بيان ستايش يا نكوهش كسي يا چيزي بكار مي روند..

افعال مدح: نِعمَ حبّذا ( خوب است )

افعال ذم: بئسَ- ساءَ- لا حبّذا ( بد است )

افعال مدح و ذم، اگر چه از نظر معني با هم متفاوت و متضاد هستند، اما از نظر كاربرد و ساختار جمله، وضعيت يكساني دارند.

قبلاً در مبحث فعل و فاعل خوانديم كه فاعل هميشه مرفوع است و بعد از فعل مي آيد و اگر فعل لازم باشد، به فاعل مرفوع اكتفاء مي كند و اگر فعل متعدي باشد، علاوه بر فاعل مرفوع، به مفعول به منصوب هم نياز دارد.

افعال مدح و ذم، مثل تمامي افعال ديگر به فاعل مرفوع نياز دارند،اما چيزي كه در اينجا با بقيه افعال متفاوت است، اين است كه اين افعال، علاوه بر فاعل مرفوع به يك اسم مرفوع ديگر هم نياز دارند كه به آن اسم مرفوع، مخصوص به مدح يا مخصوص به ذم مي گويند.

فعل مدح يا فعل ذم+ فاعل مرفوع+ مخصوص به مدح يا ذم مرفوع

نِعمَ الإنسانُ الّصادقُ ( انسان راستگو، خوب انساني است. )

بئسَ الإنسانُ الكاذبُ ( انسان دروغگو، بد انساني است. )

بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ[1] (چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند. )

* افعال مدح و ذم، فقط به شكل ماضي بكار مي روند.

* ( حبّذا ) مركب است از ( حبَّ ) و ( ذا ) كه اسم اشاره است و فاعل و براي ( مفرد و مثني و جمع ) و ( مذكر و مؤنث ) يكسان است. حبّذا عليٌّ / حبّذا فاطمةُ / حبّذا الطّلابُ / حبّذا الطالباتُ / لا حبَّذا الكاذبُ / لا حبّذا الكاذبةُ

* مخصوص به مدح و ذم گاهي بر فعل و فاعل مقدم مي شود. اللهُ نِعمَ المولي. / الكذبُ بئسَ الشيمةُ

* ساختار جملات مدح و ذم هر طور كه باشد، به دو صورت اعراب مي شوند:

الف) مخصوص به مدح يا ذم، مبتدا است، خواه مقدم باشد، يا مؤخر. و مجموعه فعل و فاعل، خبر است.

نِعمَ الخُلقُ العدالةُ. ( العدالةُ نعمَ الخُلقُ ) العدالةُ: مخصوص به مدح و مبتدا و مرفوع/ نعم الخُلق: جمله و خبر محلاً مرفوع.

ب) اول فعل و فاعل مي آيد سپس مخصوص به مدح يا ذم كه خبر است براي مبتداي محذوف.

نعم الرجلُ العادلُ. نعم الرجل: فعل و فاعل/ العادلُ: خبر براي مبتداي محذوف ( هو )

* مخصوص به مدح يا ذم، با فاعل در ( جنس ) و ( عدد ) مطابقت دارد.

نعم الرجلُ الطالبُ/ نعم الرجلانِ الطالبانِ/ نعم الرجالُ الطلابُ/ نعمتْ المرأةُ مريمُ/ بئستْ النّساءُ الكاذباتُ

* گاهي مخصوص به مدح يا ذم حذف مي شود و آن بخاطر وجود قرينه اي است كه در كلام وجود دارد.

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ.[2] (و سليمان را به داوود بخشيديم چه نيكو بنده‏اى به راستى او توبه‏كار [و ستايشگر] بود. )

وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ[3] (و به كسانى كه تقوا پيشه كردند گفته شود پروردگارتان چه نازل كرد مى گويند خوبى براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردند [پاداش] نيكويى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نيكوست‏سراى پرهيزگاران. )



[1] - سوره الحجرات، آيه 11

-[2] سوره ص، آيه 30

[3]- سوره النحل، 30