مستثنی ( نحو 14 )
استثناء:
هرگاه عبارتي كلي گفته شود، سپس بوسيله كلماتي همچون ( إلا ، غير ) يك قسمت از حكم كلي خارج شود،مي گويند مستثني صورت گرفته است. بنابراين در جملات استثنايي سه قسمت وجود دارد:
|
يك عبارت كلي كه چيزي را از آن مستثني مي كنند. ( مستثني منه در آن قرار دارد ) |
ادات استثناء ( إلا- غير ) |
يك قسمت كه از حكم كلي خارج مي شود ( مستثني ) |
با توجه به رابطه مستثني و مستثني منه، آنها را به انواع زير تقسيم بندي مي كنند:
1- اگر مستثني، جزئي از مستثني منه باشد، آن را مستثني متصل مي گويند: حضر الرجالُ إلا عليّاً.
2- اگر مستثني، جزئي از مستثني منه نباشد، آن را مستثني منقطع مي گويند: حضر المعلمونَ إلا معلمةً.
3- اگر مستثني منه در كلام نباشد، آن را مستثني مُفَرَّغ ( خالي از مستثني منه ) مي گويند: لا تعبُدْ إلا اللهَ.
اعراب مستثني بعد از ( إلا ):
1- اگر عبارت قبل از ( إلا ) كامل باشد، يعني مستثني منه در كلام باشد، مستثني بعد از ( إلا ) منصوب است.
فَسَجَدَ الملائكةُ كلُّهم أجمعونَ إلا إبليسَ. إنَّ الإنسانَ لَفي خُسرٍ إلا الّذينَ آمنوا و عملوا الّصالحاتِ. حَضَرَتْ الطالباتُ في المدرسةِ إلا واحدةً منهنَّ. يَنقصُ كلُّ شئٍ بالإنفاقِ إلا العلمَ. كُلُّ شئٍ يرخصُ إذا كَثُرَ إلا الأدبَ.
2- اگر عبارت قبل از ( إلا ) ناقص باشد، يعني مستثني منه در كلام نباشد ( مستثني مُفرّغ )، اعراب مستثني بعد از ( إلا ) تابع شرايط جمله است، يعني ( إلا ) را در نظر نمي گيريم و جمله را تركيب مي كنيم، كلمه بعد از ( إلا ) هر نقشي كه داشته باشد، اعراب همان نقش را به آْن مي دهيم.
ما حَضَرَ إلا خالدٌ. ( خالدٌ، اعراب فاعل دارد و مرفوع است. )
لا تعبُدْ إلا اللهَ. ( اللهَ، اعراب مفعول به دارد و منصوب است. )
لا تستشرْ في اموركَ إلا العاقلَ. ( العاقلَ، اعراب مفعول به دارد و منصوب است. )
ما المالُ و الأهلونَ إلا الودائعُ. ( الودائعُ، اعراب خبر دارد و مرفوع است. )
لا ترجُ إلا ربَّكَ. ( ربَّ: اعراب مفعول به دارد و منصوب است. )
ليسَ القصدُ إلا الحقَّ. ( الحقَّ، اعراب خبر ليسَ دارد و منصوب است. )
الهي! كسري لا يُجبرهُ إلا لطفُكَ. ( لطفُ، اعراب فاعل دارد و مرفوع است. )
لا يُقالُ إلا الحقُّ. ( الحقُّ، اعراب نائب فاعل دارد و مرفوع است. )
هل جزاءُ الإحسانُ إلا الإحسانُ. ( الإحسانُ، اعراب خبر دارد و مرفوع است. )
اعراب مستثني بعد از ( غير ):
چون ( غير ) از اسماء دائم الإضافه است، مستثني بعد از آن، حكم مضاف اليه دارد و مجرور است.
جاءني الّطلابُ غيرَ محمدٍ. كلُّ شئٍ زائلٌ غيرَ الذّكرِ الحسنِ. لا أتْبَعُ غيرَ الحقِّ. ما جاءني غيرُكَ.
* اعراب كلمه (( غير )): چون كلمه ( غير ) يك اسم معرب است، خودش هم اعراب دارد، و اعراب آن مانند اسم مستثني بعد از ( إلا ) است، يعني بستكي به شرايط جمله دارد.
* ( إلا ) حرف استثناء است، غير عامل، مبني بر سكون. ( غير ) اسم است و معرب.
|
ترجمه مستثني: در ترجمه مستثني به زبان فارسي، بايد اين نكته را مد نظر قرار داد كه در زبان فارسي، فعل در آخر جمله قرار مي گيرد، بنابراين نبايد بخاطر اينكه مستثني در آخر جمله عربي قرار گرفته است، آن را با همان نظم و ترتيب عبارت عربي ترجمه كرد، بلكه ممكن است در ترجمه، ساختار و ترتيب كلمات مطابق قواعد زبان فارسي شكل بگيرد. يصومُ المؤمنونَ إلا المريضَ. 1- مؤمنان روزه مي گيرند بجز افراد بيمار. ( ترجمه نادرست ) 2- مؤمنان، بجز افراد بيمار، روزه مي گيرند. ( ترجمه درست ) در ترجمه مستثني مفرّغ كه غالباً با ادات نفي و استفهام همراه است، بايد از كلماتي مانند ( فقط، تنها ) استفاده نمود و عبارات را هم مثبت ترجمه كرد نه منفي. لا ترجُ إلا ربَّكَ. ( فقط به پروردگارت اميد داشته باش. ) الهي! كَسري لا يُجبرهُ إلا لطفُكَ. ( خداوندا! تنها لطف تو شكستگي مرا ترميم مي كند. ) |
*** التّمرين، عيّن المستثني و نوعهُ و المستثني منه و اذكر اعراب المستثني ثمّ ترجم العبارات.
الف) لا تملكُ الجماهيرُ سلاحاً مقابلَ الأعداء إلا الإيمانَ باللهِ. ب) عندَ الحاجةِ لا تسألْ إلا اللهَ.
ج) يصومُ المؤمنونَ إلا المريضَ. د) لا يصلحُ الرعيةَ إلا العدلُ. ه) لا يُسمعُ من المسجدِ إلا صوتُ المؤذنِ.
و) لا يزرعُ المحاصيلَ الزراعيةَ إلا فلاحو القريةِ. ز) لا يُكلّفُ اللهُ نفساً إلا وسعَها. ط) ما كانَ عندَ بابِ القصرِ إلا عالمٌ.
ي) لكُلِّ داءٍ دواءٌ إلا الموتَ.
ك) ما كانَ أمامَ غرفةِ المديرِ إلا طالبٌ.
م) كُلُّ الأصدقاءِ يكونونَ أعداءَ يومَ القيامةِ غيرَ المتّقينَ.
ن) قُتِلَ أصحابُ الإمام الحسين (ع) في عاشوراء إلا السّجادَ (ع).
ص) لم تظهرْ في الّساحلِ غيرُ السفينتَينِ.
ع) لم يحدث في هذه السنةِ غيرُ زلزلةٍ.