منادي:

مُنادي، اسم مفعول از (( نادي، يُنادي، مناداة )) است، يعني مورد ندا واقع شده و در اصطلاح اسم منصوبي[1] است كه به وسيله يكي از حروف ندا مورد ندا واقع مي شود. حرف ندا گاهي ذكر مي شود و گاهي ذكر نمي شود.

حروف ندا عبارتند از: يا، وا

اعراب منادي و انواع منادي:

اين دو مطلب لازم و ملزوم هم هستند، يعني اگر كسي نوع منادي را درست تشخيص دهد، آن را درست هم اعراب گذاري مي كند. و عكس آن هم صادق است، يعني اگر كسي اعراب منادي را تشخيص دهد، از روي اعراب آن مي تواند نوع آن را تشخيص دهد.

1- منادي غير مضاف، كه از نظر اعراب، مبني بر ضمه است و محلاً منصوب. در موارد زير منادي، غير مضاف است:

الف) مفرد معرفه: يا عليُ / يا محمدُ / يا حسينُ / يا مَنْ[2] اسمهُ دواء.

ب) نكره مقصودة: يا طالبُ / يا معلمُ / يا تلميذُ / يا رجلُ / يا طالباتُ

2- منادي مضاف، كه اعراب آن منصوب است، خواه منصوب به اعراب اصلي باشد، يا فرعي، يا تقديري.

     يا روحَ اللهِ ( روح: منادي مضاف و منصوب به اعراب اصلي فتحه، الله: مضاف اليه و مجرور )

     يا طالبَي المدرسهِ ( طالبَي: مناداي مضاف و منصوب به اعراب فرعي ياء كه اسم مثني به علت مضاف بودن نون آن حذف شده است. )

     يا مُسلمِي العالمِ ( مُسلمِي: مناداي مضاف و منصوب به اعراب فرعي ياء كه اسم جمع مذكر سالم به علت مضاف بودن نون آن حذف شده است.)

      يا معلماتِ المدرسة ( معلماتِ: مناداي مضاف و منصوب به اعراب فرعي كسره بجاي فتحه، چون جمع مؤنث سالم است. )

     يا أبا لفضلِ ( أبا: مناداي مضاف و منصوب به اعراب فرعي الف بجاي فتحه، چون از اسماء خمسه است. )

3- منادي شبه مضاف، اسم مشتقي است كه اسم بعد از آن نقش فاعل يا مفعول يا جار و مجرور دارد. اين نوع منادي از نظر اعراب منصوب است.

يا طالعاً جبلاً ( طالعاً: مناداي شبه مضاف و منصوب به اعراب اصلي. جبلاً: مفعول به و منصوب )

يا وجيهاً عندَ الله ( وجيهاً: منادي شبه مضاف و منصوب به اعراب اصلي )

يا معموراً دارُهُ ( معموراً: مناداي شبه مضاف و منصوب به اعراب اصلي )

4- منادي نكره غير مقصوده[3]، كه از نظر اعراب منصوب است. مثلاً اگر شخص نا بينايي بگويد: يا رجلاً خُذْ بيدي!

* اگر منادي، مضاف به ( ي ) باشد، تقديراً منصوب است كه در اين صورت مي توان ( ي ) را حذف كرد و كسره اي كه در آخر اسم باقي مي ماند، نشانه حذف ( ي ) است.

يا معلمِي ( يا معلمِ )

يا صديقِي ( يا صديقِ )

يا عبادِي... ( يا عبادِ )

* اگر منادي، اسم مثني و يا جمع مذكر سالم باشد و مضاف به ( ي ) باشد،

اولاً، چون مضاف هستند و منصوب، با ( ين ) بكار مي روند.

ثانياً، اسم مضاف ( ن ) آن حذف مي شود.

بنابراين دو ( ي ) كنار هم قرار مي گيرد كه بايد در هم ادغام شوند و بشكل يك ( ي ) مشدد نوشته شوند.

يا معلمَينِ+ ي= يا معلمَيّ ( مناداي مضاف و منصوب به اعراب فرعي ياء، چون اسم مثني است )

يا معلمِينَ+ ي= يا معلمِيّ ( مناداي مضاف و منصوب به اعراب فرعي ياء، چون اسم جمع مذكر سالم است. )

* اگر منادي، بدون حرف ندا باشد، در گفتار مي توان از نحوه ادا كردن گوينده آن را فهميد اما در نوشتار بايد دانست كه هرگاه جمله اي با اسم شروع شود، ممكن است آن اسم ابتداگر با مبتدا اشتباه شود، براي رفع اين مشكل بايد به اين نكته توجه كرد كه پس از منادي ممكن است يكي از موارد زير بيايد:

1- فعل امر: محمدُ استذكرْ درسَكَ. / مريمُ استذكري درسكِ. / ربَّنا آتِنا في الدّنيا حسنةً و ...

2- فعل نهي: مريمُ لا تتكاسلي / ربَّنا لا تُزغْ قلوبَنا بعد إذ هديتَنا.

3- مفهوم امر يا نهي: محمدُ عليكَ بالقرآنِ.

4- جمله استفهامي: محمدُ ماذا تفعلُ؟ / محمدُ متي تذهبُ الي المدرسة؟  / محمدُ أينَ تذهبُ؟

5- جمله خبري: محمدُ قد قامتِ الصّلاةُ. / محمدُ نَزلَ المطرُ.

6- يك مناداي ديگر: محمدُ أيّها الأخُ

* اگر اسمي داراي ( ال ) باشد، و بخواهيم آن را مورد ندا قرار دهيم، مستقيماً مورد ندا قرار نمي گيرد بلكه ميان آن اسم و حرف ندا در صورت مذكر بودن از ( أيّها ) و در صورت مؤنث بودن از ( أيّتُها ) استفاده مي كنيم.

يا أيّها المؤمنُ / يا أيّها الرجلُ / يا أيّتُها النّفسُ المطمئنهُ / يا أيّتُها المسلماتُ / يا أيُّها المسلمونَ / أيُّها النّاسُ ...

يا: حرف ندا، غير العامل، مبني علي السكون

أيُّ و أيّةُ: مناداي غير مضاف ( نكره مقصوده )، مبني بر ضمه، محلاً منصوب.

اسم بعد از أيّها و أيّتُها: در صورت جامد بودن، عطف بيان و در صورت مشتق بودن، صفت هستند كه در هر دو صورت اعراب آنها تابع ( أيُّها و أيتّها ) مي باشد.

* لفظ جلاله ( الله ) به صورتهاي زير صحيح است كه مورد ندا قرار گيرد: يا اللهُ / الّلهُمَّ ( در هر دو صورت، مناداي غير مضاف، مبني بر ضمه، محلاً منصوب )

ولي ( يا اللهمَّ ) غلط است.

منادي استغاثه:

منادي استغاثه، آن است كه از شخص مورد ندا درخواست كمكي شود براي كسي كه محتاج كمك است و داراي ساختار زير است:

حرف ندا+ مستغاث به+ مستغاث له ( لأجله )

يا لَلمسلمينَ لِلمظلومينَ

مستغاث به ( كسي كه از او كمك خواسته مي شود ) با حرف جر ( لَ ) بكار مي رود.

مستغاث له ( كسيكه براي او كمك خواسته مي شود ) با حرف جر ( لِ ) بكار مي رود.

بنابراين مستغاث به و مستغاث له هر دو ( جار و مجرور ) هستند.

در منادي استغاثه، حرف ندا هميشه، ( يا ) است.

منادي مندوب:

منادي مندوب، آن است كه هنگام گريه، بر شخص مرده، او را مورد ندا قرار دهند. در اين نوع منادي مي توان از حروف نداي ( يا ، وا ) استفاده كرد و به صورتهاي زير هم ادا مي شود:

يا ( وا )+ اسم مورد نظر+ اهْ=     يا حسيناهْ / وا حسيناهْ

يا ( وا )+ اسم مورد نظر+ ا=      يا حسينا / وا حسينا

يا ( وا )+ اسم مورد نظر=            يا حسينُ / وا حسينُ

اعراب مناداي مندوب، همان اعراب و قانون ساير مناداها را دارد. يعني اگر مضاف باشد، منصوب است ( وا عبدَ الله ) و اگر غير مضاف باشد، مبني بر ضمه است و محلاً منصوب ( وا حسينُ )

 

 

 

 

ترجمه منادي:

در ترجمه منادي به زبان فارسي بايد از ذوق سليم و آشناي به اين زبان كمك گرفت، زيرا همانطوريكه منادي، در زبان عربي به صورتهاي مختلف و با حروف نداي متفاوت ادا مي شود و گاه حرف ندا هم حذف مي شود، در زبان فارسي هم اشكال مختلفي براي بيان منادي وجود دارد كه نمي توان عيناً به ترجمه لفظ به لفظ آن پرداخت.

مثلاً در ترجمه ( يا اللهُ ) مي گوييم: خدايا ( خداوندا ) ( اي خدا )

 منادي، در زبان فارسي به صورتهاي زير ادا مي شود،

الف) بدون هيچ حرف ندا و علامتي: محمدُ استعدْ للإمتحانِ ( محمد! براي امتحان آماده باش. )

ب) با آوردن ( الف ) در آخر اسم: ربَّنا ... ( پروردگارا ... )

ج) با آوردن ( اي ) در اول اسم: الّلهُمَّ إرحمْ علي عبدكَ المسكين. ( اي خداوند! بر بنده بيچاره ات رحم كن. )

* بايد توجه داشت كه حذف شدن حرف ندا در عبارات عربي، در ترجمه آنها هيچ تأثيري ندارد.

* در دستور زبان فارسي، منادي را يك جمله بحساب مي آورند.

 

*** التّمرين، عيّن المنادي و اذكرنوعه و اعرابه ثمّ ترجم العبارات.

الف) يا أخي! ب) رَبِّ إنّي استغفرُكَ! ج) يوسفُ أعرضْ عن هذا. د) يا أرحمَ الّراحمينَ! ه) يا أبا القاسم!

و) يا عُدّتي و يا دليلي! ز) يا منْ عليهِ يتوكل المتوكلونَ! ح) يا آلَ بيتِ رسولِ اللهِ حبُّكم    فرضٌ في كتــاب اللهِ أنزله

ط) عبد الله لا تكذبْ و أنتَ تعلمُ الحقّ. ي) إلهي! ربّي! اغفرْ لي ذنوبي. ك) أخي! كنْ قويّاً في البشدائدِ.

ل) يا أيّها النّاسُ استيقظوا من نوم الغفلةِ.م) يا لَلناسِ للضعفاءِ. ن) وا اسلاماه. ص) يا والدَيّ! ع) يا والدي!



[1] - از اين نظر منصوب است كه در واقع منادي، مفعول به است براي فعل محذوف. مثلاً: يا عبدَ الله در أصل ( أُنادي عبدَ الله ) بوده است.

[2] - ( منْ ) اسم موصول خاص است و معرفه، منادي غير مضاف، مبني بر سكون ( ضمه مقدر )، محلاً منصوب.

[3] - نكره مقصوده و نكره غير مقصوده، هر دو نكره هستند با اين تفاوت كه از نظر گوينده ممكن است اسم نكره اي باشد، كه مورد نظر و مقصود باشد كه مبني بر ضمه است و محلاً منصوب يا اينكه كس خاصي مورد نظر نباشد كه منصوب است.