مفعول فيه:

مفعول فيه، اسم منصوبي است كه با تقدير حرف جر ( في ) بر زمان يا مكان وقوع فعل دلالت دارد.

اصولاً مفعول فيه بايد يا ظرف مكان باشد يا ظرف زمان، برخي از اين اسمها عبارتند از:

ظرف مكان: تحت، فوق، أمام، جنب، عند، وراء، خلف، شمال، جنوب، غرب، شرق، يمين، يسار و ...

ظرف زمان: حين، وقت، لحظة، ساعة، أسبوع، شهر، سنة، غد، يوم، ليل، نهار و ...

* برخي ظرفها را بايد با توجه به جمله و يا مضاف اليه آنها تشخيص داد كه مكاني هستند يا زماني مانند كلمه  ( عند ) كه اگر مضاف اليه آن بر مكاني دلالت كند مكاني است و اگر مضاف اليه آن بر زماني دلالت كند، زماني است:

أجلسُ عندكَ. ( مكاني ) / استرحتُ عندَ غروب الّشمسِ. ( زماني )

 * مفعول فيه، يا ظرف زمان است يا ظرف مكان اما ظرفهاي مكان و زمان با سه شرط مفعول فيه هستند:

( مفعول فيه ظرف است، اما هر ظرفي مفعول فيه نيست. )

1- منصوب باشند.

 2- معني ( في ) در آنها مقدر و پنهان باشد.

 3- نقش ديگري غير از مفعول فيه بودن نداشته باشند.

در مثالهاي زير ظرف بكار رفته است اما چون شرايط بالا را ندارند، مفعول فيه نيستند:

يومُ الجمعةِ يومٌ مباركٌ. ( يومُ اول: مبتدا و مرفوع / يومٌ دوم: خبر و مرفوع )

شهدتُ يومَ المعركةِ ( يوم: با اينكه ظرف منصوب است اما نقش مفعول به دارد نه مفعول فيه )

خرجتُ من البيتِ في يومِ الجمعةِ: ( يوم: ظرف است اما في در آن پنهان نيست بلكه ذكر شده است )

خلق اللهُ الليلَ و النهارَ. ( الليل: مفعول به و منصوب / النهار: معطوف و منصوب به تبعيت از الليل )

مثالهاي زير داراي تمام شروط بالا هستند، پس ظرف در آنها نقش مفعول فيه دارد:

صباحَ يومِ الجمعة عندي امتحانٌ. ( صباح: مفعول فيه و منصوب / يوم: مضاف اليه و مجرور / عند: خبر مقدم براي مبتداي مؤخر )

ليالي الشّتاء نسمعُ ذكرياتِ جديّ.

أفضل الجهادِ كلمةُ العدل عند إمامٍ جائرٍ.

قال لبثتُ يوماً أوْ بعضَ يومٍ.

الجنةُ تحتَ ظلالِ الّسيوفِ.

ما تدري نفسٌ ماذا تكسبُ غداً.

إنّ ممرضاتِ المستشفي ساهراتٌ طولَ الليلِ.

* اسم مكان مشتق در صورتي نقش مفعول فيه دارد كه فعل و اسم مكان، از يك ماده اصلي مشتق شده باشند.

       جلَسَ الطّالبُ مجلسَ العلماءِ.

 اگر اسم مكان از غير ريشه فعل باشد، بايد بشكل جار و مجرور بكار رود نه به شكل اسم مكان منصوب:

        قَعدتَ في مجلسِ العلماءِ.

 * دو كلمه ( كل و بعض ) از اسماء دائم الإضافه هستند، بنابراين اگر مضاف اليه آنها بر مكان يا زمان دلالت كند، خود آنها نقش مفعول فيه دارند: مَشيتُ كُلَّ النّهارِ./  استرحتُ بعضَ الأيامِ.

ترجمه مفعول فيه:

مفعول فيه، همان قيد زمان و مكان زبان فارسي است. در ترجمه آنها بايد به جايگاه آنها در عبارات فارسي دقت شود. قيد زمان و مكان، چون جزء اركان اصلي جمله نيستند، حذف آنها خللي در مفهوم جملات ايجاد نمي كند.

أنا أذهبُ الي المكتبة دائماً ( من هميشه به كتابخانه مي روم. )

* كلمه (( هناكَ )) ظرف مكان است كه گاهي به معني (( هست )) و گاهي به معني (( وجود دارد )) مي باشد.

هناكَ كتابٌ علي الكرسي ( كتابي روي صندلي هست يا وجود دارد. )

* كلمه (( عندَ )) اگر ظرف مكان باشد، به معني (( نزد )) و اگر ظرف زمان باشد، به معني (( وقت و هنگام )) است.

ذهبَ الطالبُ عندَ المعلّم ( دانش آموز به نزد معلم رفت. ) / استرحتُ عند الغروبِ ( هنگام غروب استراحت كردم. )

* كلمه (( عند )) گاهي به معني (( داشت )) بكار مي رود.

عندي قلمٌ ( من قلمي دارم. )

*** التّمرين، عيّن المفعول فيه، ثمّ ترجم العبارات.

الف) حَضرنا في جلسة الإمتحان قبل الموعد المقرّر.

ب) ما أبصرَ الشّباب و أسمعَهم أيّام الكفاح ضدّ العدوّ.

ج) كان بينَ الأطباء اختلافٌ حول معالجة هذا المريض.

د) طلب الطّفلُ من أمّهِ أن تجلسَ عندهَ.

ه) إذا دُعِيتَ الي مجلسِ كريمٍ فاستجبْ.

و) تُعَلّمُ الأمُّ أولادها درسَ الحياةِ دائماً.

ز) أينَ السعادة في الدّنيا لنبحث عنها.