اسم معرب و مبني
مثال براي اسم معرب:
يلعبُ الّطفلُ ( فاعل و مرفوع ) فرّحتُ الطفلَ ( مفعول به و منصوب ) نظرتُ الي الطّفلِ ( جار و مجرور )
مثال براي اسم مبني: ( هذا ) مبني بر سكون است و اين بناء آخر آن در هيچ جمله اي تغيير نمي كند.
يلعبُ هذاْ ( فاعل و مرفوع محلاً ) فرّحتُ هذاْ ( مفعول به و منصوب محلاً ) نظرتُ الي هذاْ ( جار و مجرور محلاً )
* ( محلاً ) يعني اين كلمه با اينكه يك حالت ثابت دارد، اما محل يك اسم مرفوع ( فاعل ) يا يك اسم منصوب ( مفعول به ) و يا يك اسم مجرور را اشغال كرده است.
براي شناختن اسم معرب بايد اول اسمهاي مبني را شناخت، زيرا اسمهاي مبني معدود هستند و اسمهاي معرب قابل شمارش نيستند.
اسمهاي مبني:
1- ضماير: هوَ- هما- هُم- كَ- كُما- كُمْ- إيّاكَ و ...
2- اسمهاي استفهام: مََن ( چه كسي؟ ) ما ( چه چيزي؟ ) متي ( چه وقت؟ ) أينَ ( كجا؟ ) كَمْ ( چند؟ ) كيفَ ( چگونه؟)
3- اسمهاي شرط: مَن ( هر كس ) ما ( هر چيز ) أينَ ( هر كجا )
4- اسمهاي اشاره بجز مثني ها: هذا- هذهِ- هؤلاءِ- ذالكَ- تلكَ- اولئكَ- هنا- هناكَ
5- اسمهاي موصول بجز مثني ها: مَن ( كسيكه ) ما ( چيزيكه ) الذي- الّذينَ- الّتي- الّلاتي
6- اعداد مركب بجز 12: أحدَ عشرَ- ثلاثَ عشرَ ... تسعَ عشرَ
* وقتي اسمهاي مبني را بشناسيم، غير از اين اسمها بقيه اسمهاي ديگر، معرب هستند.
* اسمهاي مبني چون توانايي پذيرفتن اعراب را ندارند، اعراب آنها محلي است.
اعراب ظاهري اصلي: ( در اسمهاي معرب مفرد و جمع تكسير )
اعراب ظاهري:
اعراب ظاهري فرعي: در اسمهاي مبني و جمع مذكر سالم و جمع مؤنث سالم و اسماء خمسه و غير منصرفها انواع اعراب اسم: اعراب محلي: در اسمهاي مبني
اعراب تقديري: در اسمهاي مقصور، منقوص و مضاف به ياء
اعراب ظاهري اصلي: رفع: ـُـــٌ / نصب: ـَـــً / جر: ـِــــٍ
جَلَسَ اّلطالبُ / جَلَسَ الطّلابُ ( فاعل و مرفوع به اعراب اصلي فتحه )
عَرفَ المعلمُ الّطالبَ / عرفَ المعلمُ الطّلابَ ( مفعول به منصوب به اعراب اصلي فتحه )
أعطيتُ الكتابَ الي الطّالبِ / أعطيتّ الكتبَ الي الطّلابِ ( جار و مجرور به اعراب اصلي كسره )
* اگر اسمهاي معرب فوق بصورت نكره ( بدودن أل ) بكار روند، از تنوينها استفاده مي كنيم.
اسمهايي كه داراي اعراب ظاهري فرعي هستند عبارتند از:
الف) اسمهاي مثني: [ اسم = ( انِ- َ ينِ ) ]
اين اسمها در حالت رفعي مرفوع هستند به اعراب فرعي ( ا ) بجاي ضمه:
دَخَلَ هذانِ ( فاعل و مرفوع به اعراب فرعي الف بجاي ضمه )
اين اسمها در دو حالت نصب و جر منصوب هستند به اعراب فرعي ( ي ) هم بجاي فتحه و هم بجاي كسره.
قرأتُ الكتابَينِ ( مفعول به و منصوب به اعراب فرعي ياء بجاي فتحه )
مررتُ بالمدرستَينِ ( جار و مجرور به اعراب فرعي ياء بجاي كسره )
ب) اسمهاي جمع مذكر سالم[1]: [ اسم + ( ونَ- ِ ينَ ) ]
اين اسمها در حالت رفعي مرفوع هستند به اعراب فرعي ( و ) بجاي ضمه:
جاء المعلمونَ ( فاعل و مرفوع به اعراب فرعي واو بجاي ضمه )
اين اسمها در دو حالت نصب و جر منصوب هستند به اعراب فرعي ( ي ) هم بجاي فتحه و هم بجاي كسره.
قرأتُ السورتَينِ منَ القرآن ( مفعول به و منصوب به اعراب فرعي ياء بيجاي فتحه )
نظرتُ الي المتظاهرينَ في الّشارعِ ( جار و مجرور به اعراب فرعي ياء بجاي كسره )
ج) اسمهاي جمع مؤنث سالم:
اين اسمها تنها در حالت نصبي، منصوب هستند به اعراب فرعي كسره بجاي فتحه. و در حالتهاي رفعي و جري اعراب آنها ظاهري اصلي است.
إنَّ الحسناتِ يُذهبنَ الّسيئاتِ.
الحسناتِ: اسم إنَّ و منصوب به اعراب فرعي كسره بجاي فتحه / السّيئاتِ: مفعول به و منصوب به اعراب فرعي كسره بجاي فتحه
د) اسماء خمسه: ( أب- أخ- فم- ذو- حم )
اسماء خمسه اسمهايي هستند كه در صورت داشتن شرايط زير اعراب آنها فرعي است:
1- مفرد باشند.
2- مضاف باشند.
3- مضاف به غير ( ي ) باشند.
اسمهاي خمسه در صورت داشتن شرايط بالا:
در حالت رفعي، مرفوع هستند به اعراب فرعي واو بجاي ضمه: جاء أخوكَ
در حالت نصبي، منصوب هستند به اعراب فرعي الف بجاي فتحه: إحترمْ أباكَ
در حالت جري، مجرور هستند به اعراب فرعي ياء بجاي كسره: مررتُ بأخيكَ
حال نمونه هاي ديگري را مثال مي زنيم:
وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء يَبْكُونَ[2] (و شامگاهان گريان نزد پدر خود [باز] آمدند ) أبا ، مفعول به و منصوب به اعراب فرعي الف.
آدمُ أبو البشر (( حضرت آدم پدر بشر است )) أبو، خبر و مرفوع به اعراب فرعي واو.
عَظِِّمْ ذا العلمِ (( صاحب علم را بزرگ بدار )) ذا، مفعول به و منصوب به اعراب فرعي الف.
مررتُ بأبي ذرٍ (( از كنار ابوذر گذشتم )) أبي، مجرور به اعراب فرعي ياء.
* اسماء خمسه اگر بصورت جمع بكار روند و يا مضاف واقع نشوند، اعراب آنها ظاهري اصلي است.
جاء أبٌ / جاء آباءُهم / رأيتُ أخاً / سلمتُ علي أخٍ
* اسماء خمسه اگر مضاف به ( ي ) باشند، اعراب آنها تقديري است.
جاء أخي / رأيتُ أخي / سلمتُ علي أخي ( به ترتيب تقديراً مرفوع، تقديراً منصوب، تقديراً مجرور )
ه) اسمهاي ممنوع من الصّرف:
اسم معرب را از نظر ميزان اعراب پذيري به دو دسته منصرف و غير منصرف تقسيم مي كنند.
اسم منصرف، اسم معربي است كه توانايي پذيرش همه ي اعرابها ( رفع: ـُــٌ ، نصب: ـَــً ، جر: ـِــٍ ) را دارد.
جاء الرجلُ ( رجلٌ ) / رأيتُ الرجلَ (رجلاً ) / سلمتُ علي الرّجلِ ( رجلٍ )
اسم غير منصرف، اسم معربي است كه تنوين و كسره قبول ندارد. براي تشخيص اسمهاي منصرف و غير منصرف، بايد اول اسمهاي غير منصرف را كه معدود هستند شناخت و غير از آنها بقيه اسمهاي معرب، منصرف هستند.
اسمهاي غير منصرف و دليل منع الصرف بودن آنها عبارتند از:
1- اسمهاي مختوم به ( ان ) زائد: عثمان- رِضوان- زَيدان
2- جمعهايي كه بر وزنهاي ( مفاعل، مفاعيل، أفاعل، أفاعيل، فواعل[3] ) باشد: مدارس، مكاتيب، أماكن، أقاليم، فواصل
3- اسمهاي مؤنث لفظي و معنوي: معاوية، مريم و ...
4- اسمهاي علم عجمي ( غير عربي ): ابراهيم، اسماعيل، يعقوب، يوسف، فرعون، قارون و ...
5- صفتي كه بر وزن ( أفعل ) باشد: أحمر، أفضل، أكبر، أجمل و ...
6- اسمهايي كه داراي الف مقصور و ممدود مؤنث و جمع باشند: سكري، مرضي، حمراء، أصدقاء، سلمي، خنساء و ...
اسم غير منصرف تنها در حالت جري اعراب آن فرعي است زيرا تنوين و كسره قبول ندارد، و در حالت جري، فتحه به نيابت كسره بعنوان اعراب فرعي بكار مي رود.
جاء أحمدُ ( أحمد فاعل است و مرفوع به اعراب اصلي )
رأيتُ أحمدَ ( أحمد مفعول به است و منصوب به اعراب اصلي )
سلمتُ علي أحمدَ ( أحمدَ مجرور است به اعراب فرعي كسره بجاي فتحه )
* اسم غير منصرف در دو حالت كسره هم مي پذيرد:
1- أل داشته باشد: مررتُ بالمساجدِ.
2- مضاف باشد: مررتُ بمساجدِ المدينهِ.
اعراب تقديري:
برخي از اسمهاي معرب بنا به دلايلي كه در زير مي آيد توانايي پذيرش اعراب ظاهري را ندارند، بنابراين اعراب در آنها مقدر (پنهان ) است اين اسمها عبارتند از:
1- اسمهاي مقصور، در هر سه حالت رفع و نصب و جر اعرابشان تقديري است.
جاء الفتي ( الفتي، فاعل تقديراً مرفوع )
رأيتُ الفتي ( الفتي، مفعول به تقديراً منصوب )
سلمتُ علي الفتي ( الفتي، مجرور تقديراً )
2- اسمهاي مضاف به ( ي ) در هر سه حالت رفع و نصب و جر اعرابشان تقديري است.
جاء معلمي ( معلم، فاعل تقديراً مرفوع )
رأيتُ معلمي ( معلم، مفعول به تقديراً منصوب )
سلمتُ علي معلمي ( معلم، مجرور تقديراً )
3- اسمهاي منقوص تنها در دو حالت رفع و جر اعرابشان تقديري است و در حالت نصب اعرابشان اصلي است.
جاء القاضي ( القاضي، فاعل تقديراً مرفوع )
رأيتُ القاضيَ ( القاضيَ، مفعول به و منصوب به اعراب اصلي فتحه )
سلمتُ علي القاضي ( القاضي، تقديراً مجرور )
* اسمهاي منقوص اگر بدون أل يعني بصورت نكره بكار روند در دو حالت رفع و جر كه اعرابشان تقديري است ( ي ) آخر آنها حذف مي شود و بجاي آن تنوين عوض ــٍ مي آيد كه اين تنوين نشانه اعراب نيست و باز هم اعراب آنها تقديري است.
جاء قاضٍ ( قاضٍ، فاعل تقديراً مرفوع ) سلمتُ علي قاضٍ ( قاضٍ، تقديراًمجرور )
اما اگر در حالت نصبي بصورت نكره بكار روند ( ي ) آنها حذف نمي شود و اعراب نصب آنها به نصب ظاهري تنوين ــً است. رأيتُ قاضياً ( قاضياً، مفعول به و منصوب به اعراب اصلي )
[1] - اسمهاي مذكر، و يا صفتهاي مذكر با ( ونَ و ينَ ) جمع بسته مي شوند كه ( ون ) براي حالت رفع و ( ينَ ) براي دو حالت نصب و جر بكار مي رود. حال برخي اسمها هستند كه با اين دو علامت جمع بسته مي شوند و در شرايط اعرابي مختلف، همان قانون جمع مذكر سالم را در اعراب مي پذيرند،، به اين اسمها، ملحقات به جمع مذكر سالم مي گويند كه عبارتند از: عالَمون، عليّونَ، بنونَ، أرضونَ، أهلونَ، أولو، سنون، اعداد عقود عشرون تا تسعون.
* ( عالَمون )، ملحق به جمع مذكر سالم است، اما ( عالِمون )، جمع مذكر سالم است.
* ( اولو ) چون بصورت اضافه بكار مي رود، ( ن ) آن حذف مي شود مانند: اولوالألباب، اولوالأمر، اولوالعزم و ...
[2] - سوره يوسف، آيه 16
[3] - اين اوزان جمع در يك چيز مشترك هستند و آن اينكه سومين حرف آنها ( الف ) است.