بشنو تو این حکایت

این مجموعه کشکولی است از متون متنوع شاهکارهای میراث ماندگار ادب فارسی. از آنجایی که همه چیز منتخب است، تلخیص، ساده کردن، گاه ترجمه و گاه حذف، در آن وجود دارد. بنابراین قرار نیست به آن با دید متونی کاملاً مستند و بی کم کاست، مأخوذ از مأخذ اصلی نگاه کرد.
زیبایی و بلاغت برخی از متون فارسی، گاه آنقدر بالاست که انتخاب و یا حذف بخشی از آن بسیار سخت است. انتخاب و تلخیص متون در این مجموعه، با در نظر گرفتن توان و علاقه ی عموم خوانندگان میباشد. مثلاً حذف عبارتها و اشعار عربی و یا ترجمه ی آنها و مترادف آودن برخی واژه ها که خواننده را برای پیدا کردن معادل آنها دچار زحمت میکند و... البته گاه بکر گذاشتن برخی از متون، ملاحت خاصی برای ذائقه اهل فن ایجاد می کند که این را هم مد نظر داشته ام.
گلستان سعدی، مثنوی معنوی، شاهنامه ی فردوسی، مرزبان نامه، کلیله و دمنه، لباب الألباب، آثار عطار نیشابوری، سفرنامه ی ناصر خسرو، آثار عبید زاکانی، لطائف الطوائف، کشکول های بهایی و منتظر یزدی و طبسی، بهارستان جامی، قابوسنامه، کیمیای سعادت، امثال و حکم دهخدا، تاریخ بیهقی و ... چشمه های زلال و پر آب این ظرف محدود هستند و من تنها به قدر تشنگی خود از آنها، جرعه هایی نوشیده ام.
بوستان سرسبز ادبیات، با درختان ریشه دار و تنومند و پر شاخ و برگش، آنچنان چشم نواز و دل انگیز است که هر رهگذری از رایحه خوش آن چنان به وجد می آید که ناخوداگاه، فراخور ذوق و توانش، دوست دارد تا در سایه سار آن لختی درنگ کند و از چشم انداز زیبای آن لذت ببرد و با اسشمام رایحه ی عطر انگیز آن همراه با نغمه های موزون و متوازن بلبلان این باغ، دل از عالم خاک برکند و روح خود را به پرواز درآورد تا همراه سایر پرندگان همنوا شود و از شاخساری به ساخسار دیگر بپرد و گلبرگ های مخملین آن را با تمام وجود احساس کند.
سالها تدریس و مأنوس بودن با کتاب، فرصتی بود تا از گنجینه ی سخن ادب فارسی و گاه عربی، خوشه ها برچینم و در مناسبت های مختلف در کلاس درس، آنها را چاشنی تدریس گردانم و جذابیتی برای شاگردانم در ایجاد کنم. مدتی است با یادآوری خاطرات دوران تدریس به جمع آوری و دستهبندی موضوعی این مطالب، اقدام نموده ام. مجموعه هایی گردآوری، تدوین و تنظیم نمودهام مثل:
طربنامه عشق
حکایت های منقول و روایت های معقول
در حلقه ی گل و مُل
سنگ و سبو
پیام آشنایان
گل چمن آرا
برگ گُل
نقش دوران و ...
و اینک مجموعه ی « کشکول ادب » که شامل گلبرگهایی است که در طول سالها از بوستان ادب چیدهام.
«برگ سبزی است تحفه ی درویش»
تفاوتی که این مجموعه با مجموعه های قبلی دارد، این است که به جای ارجاع دادن مأخذ هر مطلب در پاورقی، متون هر مأخذ در یک باب دسته بندی شده است و جز برخی مطالب پراکنده، چیزی را به پاورقی ارجاع ندادهام.
این بار هم، مثل همیشه، برای نام گذاری این مجموعه، به در خانه ی خواجه حافظ می روم تا با یک بیت، مضمون کلی بحث ما مصداق پیدا کند:
زان یارِ دل نوازم، شُکری است با شکایت
گر نکتهدانِ عشقی، بشنو تو این حکایت
امید است خواننده را با گوشه هایی از دنیای ادبیات آشنا و مأنوس کرده باشم.
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند[1]
تابستان 1403(ه.ش)
آغاز سی و چهارمین سال تدریس
کرمانشاه. گلستان
لطیف امینی
[1] - سعدی