سنگ و سبو

پیش از این در پایان سی امین سال تدریس و معلمی، حکایت ها و داستان ها و نکاتی را که برای مناسبت های مختلف، متناسب با کلاس و درس، جمع آوری کرده بودم تا به فراخور موضوع، از آنها استفاده نمایم، مرتب نمودم و تحت عنوان « حکایت های منقول و روایت های معقول[1] » چاپ و منتشر نمودم.
با توجه به اینکه پس از انتشار آن کتاب، از تدریس فاصله نگرفتم و مطالب و نوشته ها، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که در کتاب فوق آمده بود، لذا تصمیم گرفتم تا برای پیدا کردن دیگر مطالب که در لابلای دفتر ها و دست نوشته هایم گم شده بودند، به کنکاش بپردازم. این بود که مجموعه ی حاضر، جمع شد، تا یادگاری باشد از دوران معلمی و تدریس.
نه من سبــو کش این دیر رنــد ســـوزم و بس
بسا سَرا که در این کارخانه سنگ و سبوست[2]
زمستان 1402
کرمانشاه
گلستان
1- حکایت های منقول و ... چاپ سال 1399 انتشارات ارشدان.
[2] - حافظ