آموزش زبان عربی ( فن ترجمه )

مجموعه حاضر به قواعد و اصول صرف و نحو عربي با ديدگاهي مبتني بر قواعد براي
ترجمه، مي پردازد و در آن تنها به مسائلي پرداخته مي شود كه در دوره متوسطه خوانده مي شود و براي دانش آموزان اين دوره مفيد است. لذا ادعايي بر كامل بودن آن نيست. اما آنچه در باره اين مجموعه قابل ذكر است، اين است كه مباحث درس عربي، با روشي ساده و قابل فهم براي همه دانش آموزان مطرح شده است و در كنار قواعد عربي، در حد نياز و لازم به تطبيق آن با زبان فارسي كه زبان مقصد ترجمه است، پرداخته شده است. در پايان هر مبحث، يك خود آزمايي هم آمده است تا دانش آموز از خودش، آزموني به عمل آورده باشد و ميزان يادگيري خود را مورد بررسي قرار دهد. هيچكدام از آزمونها ( تشريحي) داراي پاسخنامه نيستند زيرا دانش آموز خود به تكاپو و تحقيق اجباري وادار مي شود و مسائل را در حد فهميدن و مستدل ياد مي گيرد نه در حد محفوظات محدود.
چرا زبان عربي؟
شناخت قوانين ساختار و جمله بندي هر زباني، بر مبناي اصول و قواعدي است. اين قواعد علاوه بر اينكه كلمه و ساختار آن را به ما مي شناساند، ما را در تر كيب يك كلام از خطا و اشتباه محفوظ مي دارد. اين مجموعه قوانين و قواعد را در زبان فارسي « دستور زبان » و در زبان انگليسي « گرامر » و در زبان عربی « صرف و نحو » مي گويند.
اگر چه امروزه زبان انگليسي زبان روز دنياست و براي ارتباط با دنياي مدرن و فهم تكنولوژي و علوم جديد، زبان انگليسي حرف اول و آخر را مي زند، اما با توجه به رابطه عميقي كه ميان زبان فارسي و زبان عربي وجود دارد، ميزان آگاهي از قواعد هر كدام از اين دو زبان به فرا گيري و عمق بخشيدن در فهم ديگري مؤثر و مفيد خواهد بود. وابستگي دو زبان فارسي و عربي، اموري از هم جدا نشدني هستند زيرا هم از نظر اشتقاق مفردات در فهم معاني، هم از نظر ساختار هجايي كلمات، هم كاربرد صحيح كلمات در جاي مناسب در جمله با توجه به نقش آنها و هم از نظر اشتراكات مربوط به علوم عروض و بلاغت، مكمل هم مي باشند.اما آنچه اين دو زبان را به هم پيوند داده است يكي فهم متون ديني ماست اعم از قرآن كريم، احاديث نبوي و ائمه اطهار(ع) و متون ادعيه و نهج البلاغه و ... و ديگر مشحون بودن ميراث و شاهكارهاي ادبيات فارسي است از لغات و متون نظم و نثر عربي كه فهم و استفاده از اين متون، هر علاقمند به اين گنجينه هاي ادبي را وادار به يادگيري زبان عربي مي كند. براي مثال كافي است تنها به ديباچه ي گلستان سعدي نظري بيافكنيم تا اين حقيقت برايمان محقّ شود: (( منّت خداي را عزَّ و جَلَّ كه طاعتش موجب قربتست و به شكر اندرش مزيد نعمت. هر نفسي كه فرو مي رود مُمّد حياتست و چون بر مي آيد، مُفرّح ذات. ... ))[1]
اما از نظر فهم قوانين اين دو زبان و كمكي كه از اين رهگذر به متعلم مي شود، تنها به يك مثال اكتفا مي كنم چون اصل مطلب چيز ديگري است:
هوا سرد است = الهواء باردٌ
اولاً در فارسي اين جمله را اسميه مي نامند نه فعليه و در زبان عربي هم آن را جمله اسميه به حساب مي آورند.
ثانياً اين جمله در زبان فارسي از مسند اليه ( هوا ) و مسند ( سرد ) و يك فعل ربط تشكيل شده است، در نحو عربي هر چند به جاي ( مسند اليه و مسند ) از ( مبتدا و خبر ) استفاده مي شود اما در علم معاني كه يكي از شاخه هاي علم بلاغت است از واژه هاي ( مسند اليه و مسند ) استفاده مي شود كه اگر دانش آموزي در علم معاني نتواند مسند اليه را از مسند تفكيك كند، مي تواند دستور زبان فارسي را به كمك بگيرد.
لطيف اميني
تابستان 1388 ( ه. ش )
[1] - گلستان سعدي، تصحيح شده توسط محمد علي فروغي، انتشارات اقبال، آغاز ديباچه،